![]()
بايزيد بسطامي
يا چنان نماي كه هستي
يا
چنان باش كه مي نمايي
صداقت گوهر بي مانندي است كه هر جا يافت شود و در هر كس تجلي يابد ،
نفيس و ارزشمند است . ريشه بسياري از ناهنجاري هاي رفتاري ، اختلافات
خانوادگي ،مشاجرات ميان دوستان و فاميل ها و حتي تنش ها و نزاع هاي سياسي
را بايد در بي صداقتي و ناخالصي جست و جو كرد.
نفاق و فريب جلوه هايي از ناراستي در گفتار و رفتار است و فزوني يافتن فروپاشي كانون
خانواده ها را نيز بايد در عدم صداقت در ازدواج و زندگي مشترك و راستي و درستي
در اظهارات ، ادعاها ، وعده ها ، وانمود كردن ها و پاسخ ها ريشه يابي كرد.
دوستي ها ،مشاركت ها ، پيوندها ، همكاري ها ، همدلي ها و همفكري ها بر پايه صداقت
شكل ميگيرد و استمرار مي يابد و بدون آن ،همه بنيان ها در معرض فرو پاشي و
از هم گسيختگي قرار مي گيرد.
صداقت در گفتار موجب پرهيز از دروغ پردازي و درو غگو يي مي شود نو جاذبه و تأثير كلام
فرد صادق را افزون مي كند و اعتماد و اطمينان به خود را در ديگران بر مي انگيزاند.
صداقت در دوستي انسان را به مقتضيات دوستي خود با ديگران پايبند ميكند ،
صداقت در ايمان انسان را از نفاق و دورويي و رياكاري دور مي سازد و شهامت و
شجاعت اورا براي برعهده گرفتن مسئوليت هاي سنگين اجتماعي اش افزايش مي دهد
صداقت در زهد انگيزه شيطاني رياكاري و مردم فريبي و تظاهر به زهد ،ساده زيستي
و ترك دنيا را در انسان نابود مي سازد و زبان ديگران را به ستايش و تمجيد مي گشايد.
قوام هر جامعه ، به اعتماد انسان ها به يكديگر است و آنچه اين بنيان را استوار
و محكم مي سازد ،صداقت انسان ها در تعامل با يكديگر و اگر صدق و راستي از
جامعه اي رخت بربند د،زندگي ها هم دشوار ،ناامن، تلخ و نكبت بار خواهد بود.
براي نظر دهي لطفا بر روي علامت سوال در
قسمت پايين هر مطلب كليك كنيد.
داستانها دارم
از دياران كه سفر كردم و رفتم بي تو
از دياران كه گذر كردم و رفتم بي تو
بي تو مي رفتم ؛
تنها ، تنها
وصبوري مرا
كوه تحصين مي كرد
اگر به كوي تو باشد مرا مجال وصول
رسد به دولت وصل تو كار من به اصول
بوره منت بریم ما از کریمان
بکشیم دست از خوان لئیمان
کریمان دست در خوان کریمی
که بر خوانش نظر دارند کریمان
بابا طاهر
عشق مي ورزم و اميد كه اين فن شريف
چون هنرهاي دگر موجب حرمان نشود
یا رب تو گلم سرشته ای من چکنم
وین پشم و قصب تو رشته ای من چکنم
هر نیک و بد که از من آید بوجود
تو بر سر من نو شته ای من چکنم
البته خیام معتقد به جبر بوده و این اشعار نشان از این اعتقاد دارد
که بنده نویسنده معتقد به جبر نیستم ولی این روزها دست آویز بسیار خوبی
برای افراد سود جو ست که خدارا عامل و مقصر اعمال ناشایست خود بدانند نه خود را و
بعضی از افراد مذهبی نیز در این دایره قرار میگیرند.